مقدمه
از آنجا كه كودك
انسان اساساً خلاق به دنيا مي آيد يعني هم با خلاقيت و نوآوري مي آموزد وهم اين
كار را دوست دارد هم توانايي نوآوري را به شكل گسترده دارد و هم از انگيزه ي اين
كار برخوردار است لذا تعليم و تربيت احتياجي به تحميل يادگيري ندارد فقط بايد كودك
را در معرض يادگيري قرار داد او خود با يادگيري فعال هم چيزهاي نو مي آموزد و هم
انگيزه اش براي يادگيري هاي جديد قوي و قويتر مي شود .
از ديدگاه اسلامي
نيز اين نكته قابل تامل وتوجه است اسلام علم را نور مي داند امام صادق (ع) مي
فرمايد : علم به زيادي تعليم نيست بلكه علم نوري است كه خداوند به قلب هركه بخواهد
مي تاباند .
تعليم چيزي نيست
كه ما به شكل فعال به كودكي كه منفعل است بدهيم بلكه او در اصل فعال است و مربي
بايد پاسدار فعاليت او كه همان درك خلاق اوست باشد . مربياني كه خود را بر كودك تحميل مي كنند مانع رشد حقيقي كودك مي
شوند ولي مربيان و معلماني كه مديران را براي كشف كودك باز مي كنند او را در جهت رشد حقيقي هدايت مي كنند .
با توجه به اين
نكات لازم است كه مربيان اعم از اولياء و مربيان به نكات زير توجه خاص داشته بشند
.
1- نقش فعال كودك و نوجوان را در
يادگيري بطور جدي در نظر بگيرند و آن را پايه ي يادگيري قراردهند. كودك و نوجوان
با شوق و ذوق خود به طرف يادگيري بيايد و از تحميل مطالب خودداري كنند اگر مربيان
شكارچيان خوبي براي رفتارها و گفتارها ي فرزندان باشند و هر رفتار مثبت را به موقع
مورد توجه قرار دهند مي توانند آنان را در جهت يادگيري بهتر و بيشتر هدايت كنند به
ذهن تمامي كودكان سوالهاي متعددي خطور مي كند كه آنها از مربيان خود مي پرسند
مربيان بايد سوالات ناشي از كنجكاوي كودك را به سرعت مورد توجه قرار داده از طريق
گفتگوي دو طرفه هم به كودك دريافتن پاسخ كمك كنند و هم انگيزه ي وي را براي
جستجوگري تقويت نمايند.
به اين ترتيب اگر
ما رفتارها و گفتارهاي درست و رو به رشد كودك را كه به شكل خود انگيخته
بيان مي شود به موقع مورد توجه و تقويت
قراردهيم او را بيشتر به سمت دانستن و يادگرفتن سوق
--------------------------------------------------------------------------------------------
مي دهيم تا تحميل آنچه يادگيري آن را
ضروري مي دانيم كودك طيف گسترده اي از سوالها را در زمينه هاي ديني ، علمي ،ْ
اجتماعي و هنري و اخلاقي مطرح مي كند كه مربي كار آمد بايد شكارچي خوبي براي اين
سوالها باشد .
2- براي رشد خلاقيتهاي كودك لازم است سوال كنندگان خوبي باشيم تا پاسخ دهندگاني
خوب يعني زمانيكه با سوالي از جانب كودك مواجه مي شويم سعي نكنيم بلافاصله جواب
سوال او را بدهيم بهتر است او را كمك كنيم تا خود پاسخ سوالش را بيابد بايد مطمئن
باشيم كه بساري از سوالاتي را كه از طرف كودك و نوجوان مطرح مي شود ماهيتاً قابل
پاسخ گفتن توسط خود او نيز مي باشد مقصود از اين عبارت اين نيست كه او ضرورتاً
پاسخ سوال خود را مي داند بلكه منظور اين است كه او مي تواند پاسخ سوال خود را
بيابد خواه از طريق تفكر و خواه از طريق مراجعه به منابع مربوط . پرسش خوب اساساً
نيمي از پاسخ است و طرح سوال روشن و مشخص از عهده ي هركس برنمي آيد وقتي كسي سوال
روشن مشخص و خوبي را مطرح مي كند خود نشان مي دهد كه داراي قابلليت خوبي براي درك
پاسخ است .
3- براي رشد خلاقيت فرزند بايد از عجول بودن پرهيز كنيم و همانگونه كه در اصل دوم
گفتيم كودك آنچه را كه خود با تلاش خويش به دست مي آورد به خوبي پاس مي دارد ولي
آنچه را كه با او اكراه و اجبار به او مي دهيم قدر نمي شناسد و آن را به سرعت از
دست مي دهد . 1
4- براي يك زندگي خلاق و يادگيري فعال بايد جزاي خطاكردن را جايگزين خطا گريزي
كنيم آن كس كه جسارت اشتباه كردن را داشته باشد مي تواند در فرآيند اصلاح خطا به
پيشرفت و خلاقيت دست يابد.
يادگيري
وودورث معتقد است
يادگيري آن نوع فعاليتي است كه از طرف يادگيرنده صورت مي گيرد و در فعاليتهاي بعدي
او هم تاثير مي گذارد و از خواصش اين است كه فعاليتهاي آينده را بهتر مي كند .
گيتز مي گويد :
يادگيري يعني در رفتار از طريق آزمايش و تمرين
گيلفورد مي گويد
: يادگيري تعديل و تغييري در رفتار است كه مي تواند ناشي از يك تحريك باشد.
------------------------------------------------------------------------------- 1- پيوند
، آبان 1378 ، شماره 241، صفحه 13-15
هيلگارد و
ماركويز : يادگيري ايجاد تغيير كم و بيش دائمي در رفتار بالقوه ي يادگيرنده است
مشروط براينكه اين تغيير بر اثر كسب تجربه رخ داده باشد نه اينكه حاصل عواملي چون خستگي ، استعمال داروهاي مخدر و تغييرات
ناشي از بلوغ باشد .
هميشه نبايد
انتظار داشت كه يادگيري بلافاصله در رفتار يادگيرنده پديدار شود گاهي اوقات
يادگيري صورت مي گيرد بدون اينكه در رفتار يادگيرنده تغييري حاصل شود .
انسان در مراحل
مختلف رشد مجبور به فراگيري اموري است كه زندگي بدون آنها براي وي امكان پذير نيست
. مهمترين وجه تمايز انسان با ساير جانداران در زمينه ي يادگيري است جريان يادگيري
امري است دائمي و نسبت به افراد مختلف فرق مي كند در جريان يادگيري كل شخصيت فرد
دخالت دارد يعني جنبه ها رواني ، بدني ، هدفها و تمايلات فرد و نحوه ي ارتباط آنها
با هم كه كل شخصيت فرد را تشكيل مي دهد تاثير دارند .
علاوه برشخصيت
فرد موقعيت يادگيري نيز در جريان يادگيري موثر است منظور از جريان يادگيري اوضاع و
احوالي و شرايطي است كه در جريان يادگيري نفوذ دارد .
يادگيري در هر
سني امكان پذير است و نمي توان اين مسئله را انكار كرد.
در امر يادگيري
نبايد نسبت به تواناييهاي افراد بي توجه بود توانايي افراد در فراگيري و درك مطلب
متفاوت است . ممكن است فردي مطلبي را به راحتي بياموزد ولي فرد ديگر همان مطلب را
بعد از چندبار تكرار فرامي گيرد هركسي تواناييهاي خاص خود را دارد و اين مطلبي است
كه والدين حتماً بايد به آن توجه داشته باشند .
عوامل بسياري در
يادگيري موثر است .
آمادگي
يادگيرنده، تجربيات قبلي ، فعاليت يادگيرنده و...
يادگيري مهمتر از
ياد دادن است زيرا يادگيري هدف و ياددادن راه رسيدن به هدف است مي توان گفت
يادگيري عبارتست از تغيير رفتار آموزش و پرورشي مطلوب در يادگيرندگان . هدف عمده و
مشترك آموزش و پرورش يادگيري است .
واقعيتي كه امروز
محور تمام فعاليتهاي آموزش و پرورش در بيشتر كشورهاي جهان است .1
يادگيري مستلزم
تمركز، توجه ، دقت وبينش و ادراك محيطي است . بنابراين يادگيري تحت تاثير شر ايط
محيطي ، فرهنگ و فضاي حاكم برآن رخ مي دهد .
------------------------------------------------------------------------------------------
1-تكنولوژي آموزش
، اذر 81 13، شماره 3 ،صفحه ي 12
يادگيري همواره
شامل پردازشهاي آگاهانه و غير آگاهانه است . دانش آموزان براي فهم اين كه چه چيزي را موضوع يادگيري و چگونه (روش يادگيري) بياموزند
نياز به زمان دارند .
ايجاد جو مناسب
يادگيري
جو مناسب يادگيري
در دبستان بر شرايط ، فضا و جوي دلالت دارد كه دانش آموزان بتوانند با خيالي آسوده
و دور از هرگونه ترس و تهديد از منابع امكانات و تسهيلات آموزشي و همچنين از ذوق
استعداد و فكر خود در راه رشد و سازندگي استفاده كنند جو مناسب جوي است كه :
- افراد در آن احساس مالكيت و مسوليت
كنند
- نشانه هاي احساس هويت و كسب كمال
فردي در آن ديده شود .
- مشاركت دانش آموزان در آن بسيار
باشد .
- انتظارات مدير و معلمان قابل درك
باشد .
- بين معلمان ، دانش آموزان و مدير
اعتماد دو جانبه برقرار باشد .
- روحيه ها بسيار خوب باشد .
- ازوقت استفاده ي بهينه شود
.
- ازديگر ويژگي ها جو مناسب تمهيد و
تهيه امكانات لازم براي تبديل كلاسها به كارگاههاي آموزشي است كه فضاي كاري آنها
براي فعاليت مناسب باشد .
خلاقيت از نشانه
هاي جو با زوجمود و بي رغبتي و نداشتن علاقه به نوآوري و يافتن راههاي جديد از
نشانه هاي جو بسته است فضا و جو مناسب جوي است كه افراد دوست داشتته باشند در آن
كار كنند و از قوه خلاقيت و ابتكار خود براي حل مسايل و آفرينش چيزهاي جديد
استفاده كنند .
تهيه ي امكانات
آموزشي و كمك آموزشي كه يادگيري و تجربه هاي يادگيري را تسهيل مي كند از ويژگيهاي
جو مناسب يادگيري است .
آموزش و پرورش
بايد با بهره گيري از شيوه هاي مطلوب تربيتي و فرصتهاي طلايي دوره ي حساس يادگيري
به رسالت مهم آموزش و پرورش خويش عمل كند بايد به جاي انباشتگي اطلاعات و معلومات
قدرت تفكر و خلاقيت را در دانش آموزان ايجاد كند . و اين مهارتها را بعنوان رفتار
و
نگرش در دانش آموزان ملكه سازد دانش
آموزان بجاي حفظ كردن مطالب بايد با استفاده از شيوه هاي فعال يادگيري و استفاده
از روشهايي همچون حل مسئله را اكتشاف كه قبلاً توضيح داده شد به
--------------------------------------------------------------------------------------------
يادگيري بپردازند تا هم قوه ي ابتكار و
خلاقيت آنها رشد كند وهم با كسب مهارت حل
مسئله بتوانند براي زندگي آينده ي خويش آماده شده قادر باشند مشكلات خود را در
زندگي اجتماعي حل كنند .
هدف از يادگيري
اين است كه كودكان بهتر بتوانند با خود و محيط خودسازگار شوند و قادر گردند كه
وظايف و تكاليف خود را به درستي انجام دهند نه اينكه از ديگري و ديگران براي برتري
جويي خود پيشي بگيرند مدرسه كانون تمرين زندگي سالم است .1
تعريف يادگيري از
ديدگاه مربيان رفتارگرا
مربيان يادگيري
را تغيير در رفتار با نگرش تعريف كرده اند مربيان رفتارگرا تغيير در رفتار مشاهده
را يادگيري دانسته اند اما مربيان شناختي تغيير در بينش و بصيرت (نگرش)را به معناي
يادگيري مي دانند .
پس يادگيري
عبارتست از تغيير در رفتار يا نگرش افراد، برنامه ريزان نيز كتابهاي درسي را به
منظور ايجاد تغييرات مطلوب رفتاري براساس اهداف معيني تدوين مي نمايند به عبارتي
روشنتر هدف از تعليم وتربيت ايجاد تغييرات مطلوب رفتاري معين و مشخص در دانش
آموزان است كه اينكار از طريق برنامه هاي درسي انجام مي شود .
بنابراين برنامه
هاي درسي رسالت بزرگ انتقال رفتارهاي مورد نظر را به عهده داشته و هريك از كتابها
براي تحقق اهداف رفتاري معيني تدوين گرديده است . ميزان موفقيت برنامه هاي درسي
نيز به ميزان تحقق رفتارهاي مورد نظر در دانش آموزان بستگي دارد كه اين امر مهم هم
از طريق يادگيري امكان پذير خواهد شد . يادگيري داراي وجوه متفاوتي است از جمله
اينكه كسب اطلاعات و محفوظات در خصوص مطالب و پديده ها هم يادگيري نام دارد . اما
يادگيري معنا دارد پويا به نوعي از يادگيري اطلاق مي شود كه رفتاري جديد و يا بينش
و نگرشي تازه در فرد ايجاد نمايد .
به گفته ي جان ديويي تجديد سازماندهي
تجربه ، يعني ايجاد تجربه ي جديد براي اشخا ص ( يادگيري ) را حاصل خواهد نمود و
پياژه مكانيزم هاي درون ساز و برون ساز فرد در تعامل با محيط را عامل تجربه ي جديد
و يادگيري افراد تلقي مي نمايد .
براي مثا ل كودكي
دو ساله كه تاكنون والدين او تكه اي نان به دستش مي داده اند و او با چنگ
---------------------------------------------------------------------------------
1
- كودك ومدرسه ، عبداعظيم كريمي ، صفحه 25
زدن به اين تكه نان آن را نرم و قابل
انعطاف يافته و نيز در چشيدن آن را با مزه اي نمكين تجربه
نموده است
امروزيك عدد بيسكويت ازوالدين خود دريافت كند انتظاردارد اين بيسكويت با تجربه ي
قبلي او در مورد تكه ي نان هماهنگي داشته باشد اما اين جسم اولأ نرمي و انعطاف نان
را ندارد ثانيا مزه ي آن هم برخلاف گذشته كه شور بوده است شيرين مي باشد بنابراين
كودك با تجربه اي مواجه است و هنگاميكه والدين نام اين جسم جديد يعني بيسكويت را
بيان مي نمايند كودك از طريق درون سازي و برورن سازي و با تجديد سازماندهي تجربيات
قبلي به يادگيري جديد دست يافته است بعضي از مربيان نيز اعتقاد دارند كه چنانچه
موضوع يادگيري بعنوان يك مسئله يا پيدا نمودن راه حل براي مشكل خود اقدام و فعاليت
نمايند يادگيري به صورتي مطلوبتر صورت مي گيرد و محصول اين يادگيري پايدارو با
دوام خواهد بود عده اي از مربيان مسئله ي محوري با الگوي مشكل گشايي را مناسبترين
شيوه براي يادگيري فعال مي شناسد آنان
اعتقاد دارند كه دانش آموز در چنين شيوه اي با انگيزه ي مناسب و به كارگيري ذهن
فعال براي تعيين راه حلهاي مورد نظر اقدام و اهتمام مي نمايد و پيدا كردن راه حل
مسئله و كشف پاسخ مشكل براي دانش آموز بسيار خوشايند مي باشد در حقيقت اين خود
دانش آموز است كه ضمن مشاركت در مراحل مختلف حل مسئله و فعاليت براي يافتن پاسخ آن
به يادگيري نائل آمده است .
برونر ( 1972 ) چنين شيوه اي را در
يادگيري بعنوان شيوه ي اكتشافي ناميده ، چهار ويژگي اصلي را برآن مترتب مي داند :
1- قابليت ذهني :
يعني اينكه هرگاه دانش آموز يك اصل را به بكاربردن روش اكتشافي بياموزد تمايل
او به استفاده از آن اصل در يافتن راه حل مسائل ديگر بيشتر خواهد بود .
2- انگيزه : يعني
اينكه دانش آموزان از اين نوع يادگيري بيشتر احساس رضايت مي كنند و در نتيجه
انگيزه آنها براي يادگيري افزايش مي يابد .
3- دانش آموزان
با استفاده ازاين روش قواعد مشكل گشايي و
راه حل يابي مسائل را مي آموزند .
4- يادگيري با
استفاده از اين روش آسانتر به خاطر سپرده مي شود تا به روش توضيحي بعضي از مربيان با استفاده از مانند پياژه
معتقدند كه هرگاه به كودك چيزي ياد دهيم مانع شده ايم
------------------------------------------------------------------------------------------
كه خودآن را شخصا
كشف كند . در حقيقت پياژه اعتقاد دارد كه بايد اجازه بدهيم كه كودكان خودشان به
كشف و يادگيري پديده ها نائل آيند و هرگاه چيزي را به كودكان بياموزيم كه خود آنها
در جريان آن فعاليت و تلاشي ننموده باشند مانع از كشف يا اختراع يادگيري توسط خود
كودكان خواهيم شد .
اكتشاف از نظر
برونر نوعي تفكر است و به اين نحو پيش مي آيد كه فرد از اطلاعات موجود جديد خود پا
فراتر مي گذارد و به بينشها و تعميمهاي جديد دست مي يابد . يادگيري اكتشافي با رد
انتقال ساده ي معلومات به شاگرد در مقابل روشهاي سنتي معلم – محور قرار دارد .
يادگيرنده در روش
اكتشافي گيرنده ي صرف نيست و به طور منفعل عمل نمي كند شيوه برونر در سازمان دهي
جلسات اكتشافي به نحوي است كه يادگيرنده را مشتاق مي كند در مورد يك موضوع هرچه
بيشتر ياد بگيرد و بدين طريق درك و دريافت خود را تغيير دهد در اجراي اين روش
ابتدا سؤالي تعيين كننده و مؤثر مطرح مي شود و يادگيرنده در تلاش براي پاسخگويي با
نوعي احساس خلأ در تفكر خود روبه رو مي گردد اشتياق به پر كردن اين خلأ براي هر انسان عادي طبيعي است و معمولا تلاش براي
يافتن راه حل و يا جواب را بد نبا ل خواهد داشت چنين طرز تفكري در يادگيري به اصل
تعادل جويي ، جذب يا دروني كردن و انطباق يا برون سازي پياژه مربوط است به اعتقاد پياژه تمايل ذاتي در كودك وجود دارد كه
در شناخت خود از جهان به تعادل دست يابد احساس تعادل زماني به دست مي آيد كه كودك
تجربه ي جديد خود را با طرحهاي موجود در ذهن ارتباط و انطباق دهد و يا با تغيير در
طرحهاي ذهني موجود آن را جذب نمايد .
عوامل مؤثر در يادگيري ( فرآيندهاي
يادگيري )
الف : آمادگي :
آمادگيهاي ذهني و رواني فرد و نيز
شرايط مناسب و آماده ي فيزيكي محلي كه يادگيري در آن صورت مي پذيرد بر افزايش
يادگيري مؤثرند .
ب : تجربيات قبلي فرد :
مطالب جديد در
صورتي كه مبتني برتجارب قبلي باشد بهتر و مناسبتر فرا گرفته مي شود . مثلا كودك
كلمه ي آب را به دليل تجربه ي قبلي و آشنايي با آب بسيار راحتر از كلمه اي كه نسبت
به
--------------------------------------------------------------------------------------------
آن آشنايي با تجربه ي قبلي ندارد فرا مي
گيرد .
ج : فعاليت يادگيرنده :
هراندازه فراگير
براي كشف موضوع يادگيري مشاركت و فعاليت داشته باشد ميزان يادگيري
بيشتري و كيفيت
آن مطلوبتر مي باشد .
د: انتقال يادگيري :
هرگاه فرد بتواند
نگرش و فراگيري خود در خصوص موضوع و پديده اي را به شرايط عملي و اجتماعي تعميم دهد
اين امر ميزان يادگيري را افزايش بخشيده امكان نوآوريهايي را در توسعه ي يادگيري
فراهم مي آورد .
ه : رغبت ، هدف ، محرك :
هرگاه دانش
آموزان براي موضوعي كه قرار است ياد بگيرند رغبت و تمايل لازم را داشته باشند براي
فراگيري آن فعاليت بيشتري انجام خواهند داد و اين امر بر ارتقاي يادگيري مي افزايد
همچنين آگاهي از هدف موضوع يادگيري فراگير را در انجام مشاركت و فعاليت براي دست
يابي به فرجام يادگيري راغبتر و راسخ تر مي نمايد به همين دليل وقوف به هدف
يادگيري باعث ارتقاي يادگيري خواهد شد . محرك عاملي است كه باعث تقويت رفتار مي
گردد مربيان رفتارگرا از تقويت توسط محركها بعنوان ايجاد كننده ي رفتار جديد ياد
مي كنند به همين دليل وجود محرك يكي از عوامل مؤثر در افزايش يادگيري بشمار مي آيد
.
و: روابط جزء و
كل :
مربيان شناختي
اعتقاد دارند درك و فهم يك مجموعه ي منسجم در هيأت " كل " براي افراد به دليل با معني بودن آن در مقايسه با
اجراي آن مجموعه بسيار قابل هضم تر و يادگيري آن بسيار مطلوبتر صورت مي پذيرد .
سابقاً دانش آموزان كلاسهاي اول براي
يادگيري كلمات و جملات ابتدا از حروف
الفبا (اجزا) شوع مي كردند و شاگردان بايد روي اين حروف يعني اجزاء تشكيل دهنده ي
كلمات و جملات كه برايشان معني خاصي هم نداشت تمرين مي نمودند تا آنها را حفظ كنند
وسپس با تركيب آنها كلمه و بعد از آن هم جمله بسازند.اما اكنون با پيروي ازنظريه ي
شناختي يادگيري " كل " مطالب معني دارتر و راحتر از اجزاء صورت مي گيرد
. دانش آموزان
--------------------------------------------------------------------------------------------
كلاسهاي اول به
جاي تمرين روي اجزاء و حروف الفبا ابتدا با يك كلمه كه معني آن را مي فهمند و نسبت
به آن هم تجربه دارند از جمله آب ، نان ، بابا ،و ... آشنا مي شوند و بعد از آنكه
كلمه را ياد گرفتند با اجزاء تشكيل دهنده ي جمله نيز از تعدادي كلمات تجربه شده و
معني(براي دانش آموزان) تشكيل يافته است براي دانش آموزان قابل درك است و يادگيري
به سهولت انجام مي گيرد.
ز: فهم :
فهم هم از عوامل مؤثر در يادگيري است فهم يك موضوع يا
يك مطلب از حفظ كردن آن يا سپردن آن به حافظه متفاوت مي باشد . فهم يعني درك يك
موضوع و ايجاد ارتباط بين مؤلفه هاي يك پديده يا يك موضوع و پي بردن به ذات يك
حقيقت اما حفظ كردن يك موضوع يعني سپردن آن به حافظه در صورتي كه فرد ممكن است از
اجزاي آن موضوع و نحوه ي ارتباط آنها با همديگر درك مناسبي نداشته باشد . 1
ضرورت توجه به روشهاي فعال آموزشي
نظامهاي آموزشي در عرصه ي جديد ناچارند وضعيت
خود را از حالت سنتي و ناكارآمد به نظام خلاق و پويا تبديل كنند افزايش حجم
اطلاعات و دانش بشري است . در هرلحظه و هرثانيه به اطلاعات بشري در زمينه هاي
گوناگون افزوده مي شود سرعت تغيير علم و افزايش اطلاعات سرعتي سرسام آور است طول
نمي كشد كه يافته هاي تكنولوژيك پرزرق و برق ديروز را بايد در موزه هاي كهنه ي
امروز جستجو كرد و به نمايش گذاشت . آيا با اين وصف مي توان تمام اطلاعات را از
طريق كتب درسي به دانش آموزان آن هم از طريق روشهاي سنتي منتقل كرد ؟ يكي از
مهمترين راهها كه مي بايست به جاي انتقال انبوه اطلاعات به مغز و حافظه ي افراد
مورد توجه قرار گيرد ،آموزش به روش يادگيري به فراگيرنده است يعني به فراگيران
آموزش داده شود كه چگونه يادگيري كنند چگونه با مسائل برخورد كنند ، چگونه توانايي
حل مسئله و گشودن گره ها و معضلات را در خود پرورش دهند و اين خود مستلزم به
كارگيري روشهاي فعال در برنامه ريزي درسي و آموزشي است .
ديدگاه شهيد
مطهري :
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- نشريه
پيوند ، اسفند 1377 ، شماره 233 ، ص 38 - 35
شهيد مطهري د ر
پرورش قوه ي ابتكار و نوآوري در انسان هرگونه روشهاي متكي برحافظه گرايي و حافظه
سنجي را نفي مي كند و در كتاب تعليم و تربيت اسلامي مي نويسد :
هدف معلم بايد
بالاتر از اين باشد كه مغز فراگيران را بصورت انباري تلقي كند براي ريختن معلومات
و اطلاعات در آن بلكه هدف معلم بايد اين باشد كه نيروي فكر متعلم را پرورش دهد و
قوه ي ابتكار را در او زنده كند او معتقد است كه در تعليم و تربيت اسلامي بايد
مجال و فرصت
نيكو و انديشيدن به دانش آموزان داده شود
تا به فكر كردن ترغيب شوند چون در تفكر گذشته از نتيجه اي كه دانش آموز از فكر
كردن مي گيرد فكر خود را هم رشد مي دهد و بدين جهت نقش معلم را در تعليم و تربيت
نقش فعال مايشاء نمي داند . و معتقد است كه روش آموزشي معلم نبايد اين گونه باشد
كه فقط از بيرون يك سري علوم و اطلاعات را به درون ذهن و جان متعلم وارد كند بلكه
مي گويد در درون انسان استعدادها ، قوا و نيروهاي مستعد وفراواني وجود دارد و درون
انسان مانند تنوري پر از هيزم و چوب است و
كار معلم اين است كه آتشگيره اي را از خارج بياورد و فقط جرقه و كبريت بزند تا
استعدادهاي وجودي انسان شعله ور شود و نيازي به آتش ريختن درون جان كودك نيست .
لذا شهيد مطهري
معتقد است كه نظام آموزشي خوب آن است كه به انتقال حداقل هاي ضروري به ذهن دانش
آموزان اكتفا نمايد و روش معلم است كه بايد با استفاده از اين علوم انتقالي و آن
استعدادهاي ذاتي انسان و با بكارگيري قوه ي تفكر و استدلال و استنباط خود فراگيران
فرآيند آموزش و يادگيري را ارتقا بخشد .1
پيوند برنامه ي درسي با زندگي فر اگيران
از مهمترين مسائل
در ارتقاي ياد گيري وايجاد انگيزه ي
دروني براي يادگيري مسئله ي پيوند مواد
درسي با زندگي فراگيران است مواد درسي بايد اولا با زندگي كودكان ارتباط تنگاتنگ
داشته باسد نه اينكه مملو از يك سري مواد انتزاعي غير قابل فهم باشد ثانيا معلمان
بايد در هنگام تدريس مواد درسي را با زندگي عملي روزانه ي فراگيران مرتبط سازند .
بزرگترين ضعف و اشتباه آموزش و پرورش اين است كه مربي احوال
خود را با كودك اشتباه بگيرد و افق ديد خود و كودك را يكسان ببيند . مواد درسي
براي مربي روشن و پيش پاافتاده است اما در نظر كودك بيگانه ، مجهول و تاريك است به
نظر معلم مواد درسي ، عادي و ساده و بديهي --------------------------------------------------------------------------------------------
1- نشريه پيوند ، ارديبهشت 1380، شماره
259 ، ص 19 – 18
است اما به چشم
كودك غريب و پيچيده و قابل ترديد است پس بايد در هنگام آموختن سعي نمايد با مرتبط
ساختن مواد درسي به زندگي كودك جذابيت وشيريني خاصي به آموزش ببخشد.نكته ي مهم اين
است كه علاوه بر تدريس مواد درسي از عكس العمل و حالات و رفتار فراگيران غفلت
نورزد برنامه ي درسي نبايد اصل قرار گيرد و كودك فرع شمرده شود مبداء و محور آموزش
و پرورش كودك است و معلم توانا و شايسته كسي است كه به هنگام تدريس ، چگونگي واكنش
كودك را در برابر مواد درسي مورد مطالعه ي دقيق قرار دهد و در هر مرجله از درس
مطابق اين واكنشها نقشه ي فعاليت مرحله ي بعد را نيز بكشد رعايت اين شيوه نيز جزئي
از روشهاي آموزشي خلاق و نوعي از فناوري آموزشي است . 1
صفات شخصيتي و يادگيري
اين ديدگاه كه
شخصيت يادگيري كودك را تحت تأثير قرار مي دهد براي معلمين نكته ي تازه اي نيست
تجربه كلاس درس نشان مي دهد كه متغيرهاي شناختي به تنهايي تعيين كننده ي ميزان
پيشرفت كودك نيستند اين متغيرها با نگرش هاي فردي و علايق كودكان انگيزش آنان و
دامنه ي وسيعي از پاسخهاي هيجاني چون برانگيختگي ، دلسوزي و همدردي و اضطراب و
شايد تمامي عوامل بالا در تعامل هستند .
مثلا در رابطه بين يادگيري واضطراب مشخص
شده است كه اضطراب نتنها جذب اطلاعات را در اولين مرحله متأثر مي سازد بلكه
دريادآوري بعدي بويژه اگر اين يادآوري تحت شرايط امتحان و آزمون و يا محيطي كاملا
غير دوستانه باشد تأثير زيادي برجاي مي گذارد براساس نظريه هاي صفات گفته مي شود
كه برخي از كودكان بطور ارثي سطح اضطراب بالاتري را نسبت به كودكان ديگر دارند و
از اين رو مي توان از آن بعنوان يكي از سازندگان بعد دايمي شخصيت ياد كرد نظريه
هاي صفات بطور چشمگير در كشف پيوندهاي بين شخصيت و يادگيري و بعد برون گرايي –
درون گرايي و بعد روان و بخوري – استواري مطرح بوده و به لحاظ دادن اطلاعاتي از
سطح كلاس درس مورد توجه هستند .
در نتيجه هرچند
كه تحقيقات خبر از پيوندهاي مهم بين شخصيت و يادگيري مي دهد اما به نظر مي رسد كه
شخصيت ارتباط پيچيده اي با شماري از متغيرهاي ديگر همچون مواد مورد تدريس ،
روشهاي تدريس
و عادات مطالعه هر كودك يا دانش آموز و شخصيت معلمين آنان دارد بنابراين
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- پيوند ،
ارديبهشت 1380، شماره 259،ص 20
معلمين بايد
خودشان بعنوان يك محقق عمل كنند و به شخصيت فردي كودك در كلاس حساس بوده و از
واكنش بين اين شخصيتها و ساير متغيرهاي درگير آگاه باشند . 1
تحول و يادگيري
تحول و يادگيري
داراي وجوه اشتراك و افتراق مي باشند تحول ذهني فرآيند رشد ساختارهاي هوشي است و
بعنوان فرآيند ساخته شدن طرحواره ها در نظر گرفته مي شود متخصصان پياژه اي
از كلمه يادگيري به دو معني استفاده مي
كنند . اولين معني توجه يادگيري به معني كلي آن است از اين ديد يادگيري مترادف با
تحول در نظرگرفته مي شود مي توانيم درباره ي آن تحول يا يادگيري دانش فيزيكي ،
دانش منطقي – رياضي و دانش اجتماعي صحبت كنيم دومين معني يادگيري محدودتر است .
اشاره به كسب اطلاعاتي خاص از محيط دارد هردو شكل يادگيري برفهميدن دلالت دارند .
حافظه طوطي وار يا از حفظ خواندن يادگيري نيست چون فهميدن را در برندارد بعضي از
نظريه ها مثل رفتارگرايي حافظه طوطي وار را شكلي ازيادگيري مي دانند و بين آن دو
يادگيري كه در بالا تعريف شده است تفاوتي قائل نيستند اما از ديدگاه متخصصان پياژه
اي يادگيري هميشه واجد ساختن و فهميدن است .
دانش چگونه به دست مي آيد ؟
به نظر پياژه رشد هوش انسان به كمك دو
فرايند مربوط به هم يعني درون سازي و برون سازي صورت مي گيرد در فرايند درون سازي
انسان بطور مداوم اطلاعاتي را از جهان خارج مي گيرد و آن را با آنچه از گذشته در
ذهن خود تنظيم كرده است تطبيق مي دهد علاوه برآن هرگاه اطلاعات تنظيم شده به طور
كامل با دانش در حال رشد او تطبيق نكند به اصلاح آنها دست مي زند اين فرايند را
برون سازي مي نامند .
( اسپادك 1374 )
معمولاً مبناي فعاليتهاي تربيتي در اين فرض متكي است كه دانش چيزي است كه مي تواند
به صورت مستقيم از معلمان به دانش آموزان منتقل شود فرض اين است كه " معني
" يا فهميدن مي تواند از طريق واژه هاي گفتاري يا نوشتاري به دست آيد و زمان
براي انتقال واژه از منبع ( كتاب معلم ) به دانش آموز مشتاق كافي است در صورتي كه
دانش آموز از كسب دانش
يا معني مورد نظر
ناتوان باشد فرض مي شود كه وي با مشكلي روبه روست ( مثل انگيزش ) يا اينكه جزئي از
فرآيند ارتباط ( شنيدن ، ديدن و غيره ) مشكل زاست.
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- نشريه ي تربيت
،اسفند 1378، سال 15 ،ص48
احتمالا مهمترين
و انقلابي ترين كاربرد نظريه پياژه اين است كه دانش از طريق اعمالي كه كودكان در
رابطه با محيط انجام مي دهند ساخته مي شود .
دانش فيزيك از
طريق اعمال انجام شده برروي اشياء ساخته مي شود پياژه معتقد است كه كودك خصوصيات
جسماني و لاينفك اشياء پيرامونش را از طريق تماس و دستكاري اشياء از آنها بيرون مي
كشد و به اين ترتيب با تكرار اين دستكاري ها انجام يك سلسله فعاليتها درباره ي
اشياء و محيط
پيرامونش اطلاعاتي بدست مي آورد . همچنين
او از طريق اين دستكاريها به خواصي پي مي برد كه درشي نيست و آزمودني اين خواص را
به آنها مي دهد .
اگر هدف تعليم و
تربيت ارتقاي سطح دانش كودكان باشد لازم است تا روشهاي تربيتي با چگونگي كسب دانش
توسط كودكان سازگار شوند خيلي از كودكان نمي توانند ياد بگيرند با حرف و صحبت ، با
خواندن نمي توانند درك كنند .
انگيزش :
كودكان زماني
براي بازسازي دانش خود انگيزه پيدا مي كنند كه ترغيب شوند و به تجاربي كه با پيش
بينيها و ذهنيت قبلي آنها ناهمخوان است توجه كنند پياژه چنين و ضعيتي را عدم
موازنه مي نامد كه نتيجه ي آن عدم تعادل است .
بعضي از روانشناسان
اين پديده را تعارض شناختي ناميده اند . مربياني كه علاقه مندند تا كودكان را در
كسب دانش ياري كنند بايد روشهايي را در پيش گيرند كه به عدم موازنه بينجامد و به
كودكان اجازه دهند تا براي برقراري محدود تعادل از طريق روشهاي فعال ( درون سازي و
برون سازي ) و به شيوه خاص خود عمل كنند .
بطور كلي براي
اينكه يادگيري صورت پذيرد مواد آموزشي بايد براي يادگيرنده تا اندازه اي آشنا و تا
حدودي ناآشنا باشند بنابراين از نظر پياژه آموزش و پرورش بهينه آناست كه شامل
تجارب نسبتا چالش انگيز باشد . به گونه اي كه فرآيندهاي دوگانه درون ساز و برون
ساز اسباب رشد ذهني را فراهم آوردند ( هرگنهان والسون 1377)حال سؤال اين است كه
چگونه معلم مي تواند عدم موازنه را بشناسد و آن را ترغيب كند ؟ قبل از پرداختن به اين موضوع به معرفي فنون و روشهايي
مي پردازيم كه معلم مي تواند با استفاده از آنها سطح انگيزش دانش آموزان را براي
يادگيري بالا ببرد :
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- انچه را كه از دانش آموزان به
عنوان هدف آموزشي انتظار داريد به آغاز درس دقيقا به آنها بگوييد .
2- در شرايط مقتضي از تشويقهاي كلامي
استفاده كنيد .
3- از آزمونها و نمرات بعنوان وسيله
اي براي ايجاد انگيزش در يادگيرندگان استفاده كنيد .
4- از خاصيت برانگيختگي مطالب مختلف
استفاده كنيد .
5- مطالب آموزشي را از ساده به دشوار
ارائه دهيد .
6- از ايجاد رقابت و هم چشمي در ميان دانش آموزان جلوگيري كنيد
7- هنگام آموزش مطالب تازه اي از مثالهاي آشنا
استفاده كنيد و در هنگام كاربرد مطالب آموخته شده از موقيتهاي تازه استفاده
كنيد .
8 - علاوه برتوضيح و تشريح مطالب بطور كلامي تا آنجا كه ممكن است
از روشهاي ديگر آموزشي نيز استفاده كنيد .
9-پيامدهاي منفي مشاركت يادگيرندگان در فعاليت يادگيري را كاهش
دهيد .
10-
به دانش آموزان مسائل و تكاليفي بدهيد كه نه خيلي ساده و نه خيلي
دشوار باشند .
11- تا آنجا كه ممكن است مطالب درسي را بصورت معني دار و در ارتباط
با موقعيتهاي واقعي زندگي ارائه دهيد و در حد امكان در انجام فعاليتهاي آموزشي به
يادگيرندگان آزادي عمل بدهيد .
حيطه هاي تربيتي و يادگيري 1
در روانشناسي
نظريه اي است به نام نظريه ي بلوم ( يكي از روانشناسان حوزه يادگيري )بلوم يادگيري
را به سه حيطه تقسيم مي كند .
1- حيطه شناختي 2- حيطه ي عاطفي 3- حيطه ي رواني – حركتي يا رفتاري
در اينجا دانش
آموز يا مخاطب زماني خبري را يادگرفته كه در سه حيطه ي ذكر شده تغيير پيدا كرده
باشد يكي حيطه ي شناختي يعني حوزه ي اطلاعات مخاطب يافراگير تغيير پيدا
بكند . فرآيندهاي ذهني ، عقلانيت ، ادراك و اطلاعات و دانش او تغيير كند . حيطه
ي دوم عاطفي يعني گرايش و علاقه و ايمان مخاطب به مطلب مورد نظر تا چه اندازه
است ؟
پايگاه عاطفي در
" قلب " و پايگاه شناختي در مغز و حيطه ي رواني حركتي يعني عمل و
رفتار
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- نشريه تربيت ، مهر 1379 ،سال 16 ، ص 56
- 55
در " جسم و
تن " تجلي مي كند آن گاه كه ما مي گوييم دانشجو يا مخاطب ما چيزي را فهميده و
در غير اين صورت حفظ كرده و بطور سطحي (اوضع العلم ما وقف علي اللسان ) در حد ضبط
طوطي وار همين گفتار متقوف شده است اين سه حيطه را مولاي متقيان چقدر گوياتر بيان
كرده است .
1- " علي لسان " در اين حديث " لسان " نماد حيطه ي شناختي و
گفتاري است .
2- جوارح ، نماد حيطه مربوط به عواطف است .
3- اركان نماد عمل مي باشد .
در چنين شرايطي است كه اين دانش به منش
تبديل مي شود و تبليغ به تربيت و گفتار به كردار ارتقا مي يابد آن گاه اين تحول به
معرفت دروني تبديل مي شود . تصور نشود كه اگر اطلاعات زيادي را به مخاطبان دادي پس
تكليف تربيت و تبليغ ديني تمام است اطلاعات مواد خامي است كه به خودي خود ارزشي
ندارد مگر توسط مخاطب با ايمان و باور دروني پردازش شود و زماني به بينش تبديل مي
شود ولي اگر تصور شود كه با انباشت صرف اطلاعات كسي به بينش مي رسد مي توان گفت
كامپيوتر و رسانه هاي الكترونيكي و رايانه هاي ديجيتالي قويترين و ... وسيع ترين
اطلاعات را دارند .
توسعه ي مهارتهاي شناختي
حوزه شناختي
داراي مراحل مختلفي است .
1- دانستن در اين مرحله مخاطب فقط چيزهايي را حفظ كرده و
مي داند اما خيلي چيزها ممكن است بداند ولي نفهمد فهميدن يك فرآيند است عميق تر
است عميق تر از دانستن
2-فهميدن كه نياز
به تفسير دارد ، نياز به تمثيل يا مصداق يابي دارد اصلاً به زبان ديگر فهميدن نوعي
ترجمه كردن است
3- به كار بستن
يعني من بتوانم در يك موقعيتي كه برايم مسئله اي پيش بيايد همان چيزي را كه
يادگرفته ام به كار بندم
4- مرحله ي تجزيه
و تحليل
5- تركيب
6- ارزشيابي و
...در ارزشيابي كه پيچيده ترين فرآيند يادگيري در حيطه ي شناختي است بايد به ---------------------------------------------------------------------------------
ارزيابي آنچه فهميده و بكار بسته است
بپردازد .
اين مراحل تنها
در حد حوزه ي شناخت يالسان است اين همان ( اوضع العلم ) يعني پايين ترين درجه دانش
است كه صرفاً در نقل و بيان توقف مي شود و معلوم نيست كه تا چه اندازه گرايش و
پذيرش عاطفي نسبت به مطلب دريافت شده وجود دارد .
توسعه ي مهارتهاي عاطفي
در حوزه ي عاطفي
اولاً مخاطب بايد داراي انگيزه پيشرفت باشد و با شور و اشتياق به محركهاي آموزشي و
تربيتي پاسخ دهد دقت بكند و اهميت بدهد و
ارزش گزاري بكند با منابع آموزشي و پيامهاي تربيتي هم خواني بكند شوق نشان دهد
اينها از جنس عواطف است .
شور دانستن بيش
از خود دانستن ارزش دارد اين را سقراط حكيم 2500 سال پيش گفته بود هرچند اين حرف
به لحاظ زماني كهنه است ولي از لحاظ معنا و رويكرد تبليغي و تربيتي بسيار تازه و
خلا ق است او مي گويد : هدف آموزش ايجاد نياز به دانستن است و نه ارايه ي دانسته
ها همانگونه كه مي توان گفت هدف تبليغ ايجاد نياز به حقيقت است و نه ارايه ي حقايق
.
اگر ما درمخاطب ايجاد نياز كنيم او
بدنباال ما مي دود ام اگر بدون ايجاد نياز به او چيزي بگوييم بايد دنبالش بدويم و
همين كا را ما مي كنيم ( و به او التماتس مي كنيم كه تو را به خدا يادبگير يك
جايزه هم به شما مي دهيم ) در قديم زجرمي كشيدند تا يك چيزي را بفهمند ، با شكنجه
، با بدبختي ، با نداري ، با سختي زياد و لذت يادگيري هم در ذات همين سختيها بود
سفرها مي كردند و در زمستان و تابستان براي پيدا كردن يك كتاب خطي ، اما امروزه با
يك ارتباط ديجيتالي دكمه اي را فشار مي دهند و سرچ مي كنند تمامي اطلاعات را از
اين سو و آن سوي آب در اختيار مي گيرند اما حال ندارند بخوانند اين براي آن است كه
شور و شوق يادگيري در مخاطب از بين رفته در واقع هرچند(IQ) (ضريب هوشي ) بالاست
اصلاً 180 (IQ) اما به چه درد مي خورد اگر عشق و علاقه به دانش و انگيزه پيشرفت و
مديريت پردازش نباشد .
به همين سبب است
كه سقراط گفته هدف آموزش ايجاد نياز به دانستن است يعني همه ي كارهايي كه بايد در
آموزش و پرورش و آموزش عالي انجام دهيم فقط براي اين است كه مخاطب
را به شوق
برسانيم . به قول شاعر :
------------------------------------------------------------------------------------------
عمر آن است كه در
شور و طلب مي گذرد
خوش بود منتظران را طلب طلعت دوست
يا به قول مولوي
هدف تربيت تشنگي است و نه سيرآب شدن ؟
آب كم جو تشنگي آور به دوست
يا بجوشد آيت
از بالا و بست
در طلب زان دائماً
تو در هردست
كه طلب در
راه نيكو رهبرست
همينكه مخاطب به
وادي طلب خودش رهبري مي كند . رهبر دانش (( فرآيند طلبيدن )) اصلاً اين كلمه طلبه در اصطلاح حوزه ي علميه چقدر گويا
و زيباست يعني كسي كه همواره در حال طلب است . اولين منزل عشق هم در تعاليم عارفان
از جمله شيخ عطار منزل طلب است . اصل طلب است كه هدايتگر است .
يكي از مربيان
بزرگ فرانسوي به نام اميل شارتبه مي گويد : هنر علم ( مبلغ ) تشنه كردن ذهن
متعلم است تا او خود نخجير خود را شكار
كند ! پس براي توسعه ي ذهن و پرورش استعدادها قبل از هر چيزبايد شور طلب و اشتياق
به دانستن ايجاد كرد زيرا توسعه بدون نيروي دروني و انگيزه به وجود نمي آيد پس
براي توسعه ي توانمنديهاي نسل جوان بايد
شوق زيستن ،شوق دانستن و شوق توليد و باروري فرهنگ را ايجاد كرد و اين انگيزه همان
اصل نياز شور طلب است .
دكتر جورج براون
متخصص فعاليتهاي ياددهي يادگيري ( تدريس ) عقيده دارد كه تدريس خوب در چشمان
مخاطبان مشاهده مي شود ولي تدريس موفقيت آميز در عملكرد يادگيرندگان پديدار مي
گردد .1
فراشناخت گامي به
سوي آموزش و يادگيري بهتر 2
به مجموعه
فرايندهايي چون حافظه درك ، مفاهيم ، خواندن ، نوشتن ، حل مسئله ، خلاقيت و ...
شناخت گويند فرق بين افراد بطور كلي و تفاوت بين دانش آموزان بطور خاص هميشه در
شناخت متفاوت آنها نيست علاوه براين فرايندها عوامل ديگري در بين دانش آموزان وجود
دارد كه سبب عملكرد متفاوت آنها ست وقتي كه مي گوييم خواننده هاي خوب ،مطالب خوانده شده را بهتر از
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- تكنولوژي
آموزشي ، مهر 1373 ، سال دهم ، صفحه ي 13
2-- پيوند ،
ارديبهشت 1378، شماره 235 ، صفحه 38-40
افرادي كه در
خواندن ضعيفند به خاطر مي آورند در واقع برنحوه ي خواندن خوب و بد تأكيد داريم يكي
از راههايي كه از طريق آن اطلاعات معنا پيدا مي كند فراشناخت گويند .
فراشناخت تفكر
درباره ي تفكر و يادگيري درباره ي يادگيري است به عبارت ديگر وقتي به دانش آموزان
مي گوييم كه بر نحوه ي خواندن خودتان نظارت داشته باشيد مطالب مهم را شناسايي
و رتبه بندي كنيد بدانيد چه موقع بهتر ياد
مي گيريد با چه فاصله اي مطالعه كردن ، منجر به يادگيري بهتر خواهد شد و ... همه ي
اين موارد به فراشناخت اشاره خواهد شد . مهارتهاي فراشناختي و توانايي تشخيص مطالب
اصلي كتاب را مي توان در دانش آموزان
تقويت كرد .
به بيان واضح تر وقتي دانش آموزي پرسشهاي
زير را از خودش بپرسد در واقع به دانش فراشناختي روي آورده است .
درباره ي اين
موضوع چه مي دانم ؟ به چقدر وقت براي يادگرفتن اين موضوع نياز دارم ؟ براي پرداختن
به حل اين مسئله چه برنامه اي مناسب است ؟
چگونه مي توانم نتيجه ي اين كار را
پيش بيني يا برآورد كنم ؟ چگونه بايد در روشهايي كه استفاده مي كنم تجديد نظر كنم ؟ آيا آنچه را كه هم اينك خواندم فهميدم ؟
معلمان طرح چنين
پرسشهايي را بايد گسترش دهند در واقع دانش فرا شناختي كه با سؤالهاي فوق عملي مي
شود سلسله ي مهارتهاي بازبيني هستند كه در خلال يادگيري و آموزش فعال به كار مي
آيند اگر ندانيم كه چگونه پاسخهايمان را وارسي كنيم يا وقت كافي براي مطالعي
اختصاص دهيم و يا در صدد برنياييم بفهيم كه آيا قبلاً اطلاعاتي درباره ي موضوع
مورد نظر آموخته ايم يا نه ؟ در آن صورت هر تكليف يادگيري برايمان طوري خواهد بود
كه گويي براي اولين بار است با آن روبه رو شده ايم يادگيري فعاليتي بسيار دشوار است اما مهارتهاي
فراشناختي را براي فراگيران ساده تر مي كند .
دانش آموزانيكه
در يادگيري ناتوان هستند در مقايسه با
دانش آموزان متوسط گاهي نارساييهاي فراشناختي از خود بروز مي دهند (بروان و
پاليسار 1982) اين محققان در پژوهشي به اين نتيجه رسيدند كه درصد پاسخهاي صحيح
مربوط به سوالهاي درك مطلب براي يك دانش آموز پيش از آموزش خاص پانزده درصد بود اما
پس از پاسخ اين ميزان تا حدود 50% افزايش يافت و پس از آن شيوه هاي فراشناختي براي
يادگيري اين دانش آموزان آموخته شد آنها عموماً توانستند
------------------------------------------------------------------------------------------
تقريباًهشتاد درصد سؤالهاي درك مطلب را
درست جواب بدهند .
يكي از راهبردهاي
مهم يادگيري خودآموزي است معلمانيكه برنامه هاي خودآموزي را آموزش مي دهند بايد
ابتدا استراتژيهاي مورد استفاده دانش آموزان را بررسي كنند و سپس تحليل دقيقي از
رفتارهايي كه بايد تغيير به عمل آورند اجراي اقدامات خودآموزي مستلزم فعاليت معلم يا
مربي در مورد تكليف معين و همراه با تكرار شفاهي وآهسته ي مراحل اجرا با خويشتن ،
طرح سؤالاتي ، درباره ي آن تكليف هدايت
تدريجي گام به گام و ارزشيابي عملكرد خويش است .
بطور خلاصه براي مهارتهاي فراشناختي بهتر است معلمان به تدابيري زير توجه
داشته باشند :
- قبل از هر چيز مهارت نظارت بر عمل را در
دانش آموزان شكوفا سازيم در خيلي از دانش آموزان مطالعه ي كتابها همراه با نظارت
نيست از طرف ديگر در كنار نظارت بايد مهارت دقت برتكليف را شكوفا ساخت بدون ترديد
دقت و توجه يكي ازمهمترين عوامل شناختي است كه در فهم بهتر تأثير دارد .
- از همان ابتداي
تحصيل بايد به دانش آموزان آموخت كه به مطالب كتابها و مسائل پيرامون
خودشان توجه دقيق داشته باشند و هر مطلبي
را با هدف در يافت حقيقي آن مطالعه كنند نه اين كه به سطحي خواني قانع شوند دقت
مستلزم آمادگي است .
- همچنين به دانش آموزان بايد آموخت كه اطلاعات خودشان را
سازمان دهند بي نظمي و بي سازماني مخل يادگيري است و باعث كاهش انگيزه ي پيشرفت
تحصيلي مي شود .
راه كارهايي براي
تكامل مهارتهاي فراشناختي :
1- به دانش
آموزان بايد كمك كرد تا درك كنند كه فعاليتهاي مختلف يادگيري انتظارات متفاوتي را
به وجود مي آورد مثلاً دانش آموزان ابتدايي كه لغات جديدي را فرا مي گيرند بايد
بدانند كه خواندن فهرستي از لغات و يا حتي حفظ كردن آنها بهترين روش يادگيري يا
بكارگيري كلمات جديد نيست روش مؤثر يادگيري تعريف هر لغت و بكارگيري آن در موارد
فراوان و متفاوت است بطور كلي براساس تحقيقات مربوط به فراشناخت معلمان نبايد فقط
محتواي درسي را به دانش آموزان خود بياموزند بلكه بايد روش ارزيابي و شيوه ي آماده
شدن براي يادگيري را نيز آموزش دهند .
--------------------------------------------------------------------------------------------
2- به دانش
آموزان بايد آموخت كه در تنظيم مواد خواندني از علائم و نشانه هاي بسياري استفاده
مي شود اين نشانه ها عبارتند از عناوين خاص ،مقدمه ، گيومه و ... هريك از اين
علائم بيانگر اهميت خاص مطالب كتاب هستتند به عبارتي آشنايي با اين علائم به دانش
آموزان كمك مي كند كه مطالب مهم را بهتر تشخيص دهند و و مطالب اصلي را از فرعي
متمايز سازند اگر قرار است بيشترين آشنايي را كسب كنند بايد متن درس را بخوانند در
غيراين صورت مقدمه و يا خلاصه را بايد مطالعه كنند .
3 - به دانش آموزان بايد آموخت كه اطلاع
از شناخت خود اثر مهمي در يادگيري دارد اطلاع از يادگرفته ها به فهم بيشتر و بهتر
مطالب جديد كمك مي كند اشراف به آموخته هاي قبلي و ارتباط معنادار با آموخته هاي
جديد يادگيري را تسهيل و فراموشي را ضعيف تر مي كند اطلاع از شناخت خود در تحكيم
انگيزه ي مطالعه تأثير دارد . علاوه براين به دانش آموز بايد كمك كرد تا نقاط قوت
و ضعف خود را بشناسد و به هنگام يادگيري مواد جديد اين نقاط ضعف و قوت را در نظر
داشته باشند.
4- به دانش
آموزان بايد روش تلخيص مطالب را آموخت خلاصه كردن مطالب منجربه آموزش روشهاي
عملي فراشناخت مي شود چون لازمه ي خلاصه
كردن ،تركيب ، تحليل و ارزشيابي مطلب است . در طريق تلخيص مطالب است كه دانش آموز
توان استخراج مشابهتها و تفاوتها را پيدا مي كند با انجام اين عمل نه تنها مي توان
به امر يادگيري كمك كرد بلكه زمان مورد نياز براي يادگيري مطلب پايين آمده در
نتيجه دانش آموز كارآمدتر عمل مي كند و ديرتر خسته مي شود .
5- به دانش
آموزان بايد روش تهيه ي سؤال را آموخت سؤال در آوردن نيز از ابزارهاي مهم آموزش
مهارتهاي فراشناختي است كسي قادر به تهيه سؤال است كه قادر به فهم مطالب باشد ما
با اين ابزار ميزان دقت دانش آموزان را ارتقاء مي بخشيم توان تشخيص مطالب مهم را
رشد مي دهيم و مهمتر از همه ذهن دانش آموزان را به پاسخ دادن به اينگونه سؤالات
هدايت مي كنيم بنابراين بهتر است دانش آموزان به هنگام مطالعه سؤالاتي از خودشان
بپرسند زيرا اين امر به يادآوري اطلاعات مهم كمك مي كند
6- به دانش
آموزان بايد قدرت بازبيني و نظارت بريادگيري را آموخت دانش آموزان ماهردائماً در
خصوص ميزان پيشرفت خود را در امر يادگيري و يادآوري به قضاوت مي نشيند آنها
--------------------------------------------------------------------------------------------
مشخص مي كنند كه چه چيزي را به خوبي
فراگرفته در چه چيزي به حد مهارت نزديك هستند و در چيزي نياز به تلاش بيشتر دارند
.
بطور كلي بايد گفت :
براي يادگيري
بهتر نياز به رشد مهارتهاي فراشناختي است . براي بهره گيري از دانش فراشناختي بايد
به دانش آموزان توصيه كرد :
- كه درباره ي آنچه مي خوانند پيش
بيني هايي بكنند و اين پيش بيني ها را تصحيح كنند .
- در خلال آموزش و حل مسئله تمركز
حواس داشته باشند .
- بدانند كه در صورت مرتكب شدن
اشتباه چگونه كانون توجه خود را به سوي راه درست تغيير دهند و جلوي اشتباهاشان را
بگيرند .
- مفاهيم را با ساختهاي دانش موجود خود ربط
دهند .
- از خودشان سؤال كنند .
- اطلاعات يا ويژگيهاي مهم متن يا
تكليف را از بقيه جدا كرده توجه خود را به آنها معطوف دارند
- به ويژگي ها با اطلاعات نامربوط
متن يا تكليف توجه نكنند .
- وقتي رابطه اي بين عناصر مشاهده مي
كنند يا به چنين رابطه اي اشاره شده است آن را باز شناسد .
- هنگام خواندن و مسئله گشايي از
قدرت تجسم خويش استفاده كنند .
- به ارزش مفاهيم توجه كنند .
- بدانند كه در چه زماني تقاضاي كمك
كنند .
يادگيري مشاركتي 1
تجزيه و تحليل
بيش از 50 مطالعه نشان داه كه يادگيري هنگامي به اوج مي رسد كه معلمان و
يادگيرندگان درباره عملكرد يك ديگر به اظهار نظر بپردازند ورويكرد اظهار نظرها به
سمت يادگيري و كشف خلايق يادگيرندگان باشد .
معلماني كه به
روش يادگيري از طريق همياري يا مشاركتي در كلاس درس اهميت مي دهند و از آن استفاده
مي كنند به بهبود يادگيري ياري مي رسانند زيرا همياري سبب مي شود كه
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- مديريت مدرسه ، آذر 1381 ، سال اول ، ص6
يادگيرندگان به
صورت متعامل به پردازش اطلاعات بپردازند .
همچنين همياري
زمينه را براي كسب نگرش مثبت يادگيري ، يادداري طولاني مطالب درسي در حافظه ،
بهبود روابط بين فردي و ... هموار مي سازند .
بوريس جويس براين
باور است كه نتيجه پژوهشها درباره اثر گذاري همياري و بريادگيري فراگيرندگان مثبت
است و از روش همياري مي توان در كليه برنامه هاي درسي بهره گرفت . اثر يادگيري از
اين طريق براي فراگيري تكاليف يادگيري پيچيده اي چون پردازش اطلاعات سطح بالا حل
مسئله ،فراگيري مهارتهاي اجتماعي و ... محرز شده است .
يادگيري از طريق همياري را مي توان به مثابه
هرگونه موقعيت يادگيري كلاس كه درآن يادگيرندگان سطوح متفاوت براي رسيدن به يك هدف
مشترك مي كوشند تعريف كرد .
در كلاسهايي كه همكاري وجود دراد
يادگيرندگان با استفاده از فعاليتهايي نظير مذاكره ، ابتكار ، برنامه ريزي و
ارزشيابي و براي تحقق يادگيري تلاش مي كنند . يادگيري از طريق همياري مستلزم
همياري و همكاري يادگيرندگان براي دستيابي به اهدافي است كه به صورت انفرادي از
رسيدن به آن ناتوان اند .
يادگيري فعال
در برنامه ريزي
درسي و آموزشي يادگيري فعال يعني اينكه در آن عمل يادگيري با حداقل دخالت عامل
خارجي صورت گيرد يعني معلم ، كتابهاي درسي و هر وسيله ديگري فقط بعنوان عوامل
تسهيل كننده ي يادگيري به حساب آيند .
يادگيري فعال ،
يادگيري اثر بخشي است كه فراگيرنده بطور فعال در عمل يادگيري درگير مي شود و عمل
يادگيري در كنترل خود اوست .
در يك تعريف
عملياتي در يادگيري دو عنصر اساسي مطرح مي گردد اول يادگيرنده كه معمولا "
عامل داخلي " يا دروني است و دوم معلم كتاب درسي و ساير وسايل و تجهيزاتي كه
مي توان آنها " عامل خارجي " دانست اگر براساس اين دو عنصر يك پيوستاري
رسم كنيم در يك طرف پيوستاري يادگيرنده يا عامل دروني و در طرف ديگر عامل خارجي
قرارمي گيرد در واقع يادگيري فعال آن نوع يادگيري خواهد بود كه وزنه ي اصلي عمل
يادگيري به طرف يادگيرنده متمايل شده باشد و يادگيرنده كنترل و نبض يادگيري را در
دست داشته باشد روشهاي فعال نيز به
--------------------------------------------------------------------------------------------
همين مفهوم قالب تعريف است .
يادگيري فعال كه نتيجه مطلوب كاربست
روشهاي فعال است فرآيندي است كه :
- يادگيرنده را به طور فعال در
فرآيند يادگيري درگير كند .
- فرآيند يادگيري را از علايق
وخواسته ها و ادراكات يادگيرنده آغاز كند .
- محيطي پديد آورد كه در آن يادگيري
" فراگير – محور " جريان داشته باشدت .
- تجارب يادگيري را به نحوي سازمان
دهد كه به يادگيرنده در روشن سازي و بيان نيازها كمك كند .
- براين اعتقاد مبتني باشد كه
مسئوليتهاي مقدماتي و نيز كنترل كل يادگيري بايد با يادگيرنده تقسيم شود .
-- نقش آموزش دهنده با هر عامل خارجي ديگر را بعنوان تسهيل كننده ي يادگيري در
نظر بگيرد .
- براين فرض مبتني باشد كه هر كس
براساس تجارب و اطلاعات خود مي تواند در يادگيري مؤثر نقش مهمي بازي كند .
- فرض كند كه معلم به همان اندازه از
دانش آموز ياد مي گيرد كه دانش آموز از او و از ساير دانش آموزان مي آموزد .
- اسقلال يادگيرنده را افزايش مي دهد
.
- فرض كند كه مفيدترين ابزار براي
يادگيرنده " خود ارزشيابي " است و آن را بعنوان ابزار مقدماتي يادگيري
در نظر مي گيرد .
- فرآيند يادگيري را به نحوي سازمان
دهد كه آن را به فرآيند تكامل و رشد تبديل كند .
- اين اصول كلي نشان دهنده ي ويژگي
هاي عمومي روشهاي فعال است كه بريادگيري و درك و فهم فعالانه يادگيرنده تأكيد مي
ورزد . البته همه ي اين اصول در يك روش وجود نداشته باشد ولي آن دسته از روشهايي
كه همه اين اصول را دارا باشند به مرز روشهاي فعال نزديكتر هستند .
يادگيري اكتشافي
يادگيري اكتشافي آن نوع يادگيري است كه در
آن موضوع درسي به شكل نهايي به دانش آموز
--------------------------------------------------------------------------------------------
ارائه نمي شود بلكه بيشتر مستلزم
سازماندهي مطالب از طريق خود دانش آموز است . اين سازماندهي هنگامي اتفاق مي افتد
كه دانش آموز بتواند ارتباط بين اجزاي اطلاعات را كشف كند . در نظريه برونر ،
اكتشاف در واقع همان شكل دادن طبقات با پي ريزي سيستمهاي رمزي است . ( مثال : وقتي
دانش آموزان به ميوه ي جديدي مانند موز برمي خورند قادر به شناسايي آن نيستند اما
چون شباهت مهمي به پرتقال دارد احتمال مي دهند كه ميوه باشدس پس با توجه به آزمايش
فرض خود به روش صحت و سقهم آن مي پردازند اين مثال نمونه اي از كاربرد سيستم رمزي
در انتقال يادگيري است.) پس با سيستمهاي رمزي فراگيرنده مي تواندارتباطات ميان
اطلاعات ( شباهتها و تفاوتها ) را درك كند.اكتشافات از نظربرونر متضمن فرآيندي است
دروني و شامل جذب داده هاي دريافت شده درچارچوب سيستم ادراكي فرد وسازماندهي
درباره ي تفكر است. در روش اكتشافي به جاي اينكه مفاهيم و اطلاعات را در اختيار
يادگيرنده قرار دهد او را در شرايطي قرار مي دهد تا به اكتشاف و پژوهش دست بزند . 1
عوامل مؤثر در يادگيري و عدم فراگيري 2
1- تعيين هدف :چنانچه در مطالعه هدف مشخصي نباشد سرعت
يادگيري ، يادآوري ، حفظ و نگهداري مختل مي شود و حالت اتفاقي پيدا مي كند
يادگيرنده پي هدف مي ماند و نمي داند دنبال چه مي گردد ، سرگردان است و آرامتر مي
خواند زيرا احتمال مي دهد كه همه ي مطالب
مهم است پس بايد قبل از مطالعه كردن براي خود مشخص كنيم كه هدف و منظورمان از
مطالعه چيست ؟ بهترين راه را انتخاب وبا برنامه ريزي و پشتكار به سوي آن حركت كرد
.
2- انگيزه و هدف و علاقه : هرگاه فرد با انگيزه و ميل و رغبت
دروني دنبال مطالب رود كوشش و توجه اش به يادگيري مطالب چند برابر مي شود .
3- توجه و ادراك : توجه
نقش تعيين كننده اي در امر يادگيري دارند يادگيري بدون ادراك و توجه امكان پذير
نيست توجه و ادراك همبستگي نزديكي با هم دارند .
--------------------------------------------------------------------------------------------
1- تكنولوژي آموزشي ، دي 1373، سال دهم ،
ص 11 – 10
2- نشريه تربيت ، اسفند 1379 ، سال
شانزدهم ، ص 49- 47
4- رسش ( پختگي ) : رسش يا پختگي يعني تغييرات جسماني و
رواني كه در اثر گذشت زمان بوجود مي آيد وادار كودك به رفتاري كه هنوز پختگي و
آمادگي لازم براي به انجام رساندن آن را ندارد ثبات و پايداري رفتار را كم مي كند
و نتيجه آني و موقت خواهد بود .
5- زمينه معلومات قبلي و تمرين و تكرار: براي
ياد گرفتن هر مطلب يا موضوع تازه لازم است يادگيرنده يك مقدارقبلي داشته باشد به
بيان ديگر، تواناييها ، آموخته ها و تجارب قبلي هر فرد پايه و اساس يادگيريهاي
بعدي او را نشان مي دهد . تمرين و تكرار نيز در يادگيري دخالت دارند دانش آموزان
بايد براي يادگيري مطالب درسي بيشتر بيشتر اوقات به تمرين و تكرار بپردازند تا
كمتر گرفتار مزاحمت يا تداخل در يادگيري شوند .
6 - اضطراب و تجارب هيجاني ديگر : حالتهاي هيجاني
در يادگيري اهميت بسزايي
دارد و تأثير
فراوان دارد اضطراب و بي قراري زياد در يادگيري ايجاد اختلال مي كند و شخص مطلب يا
موضوع يادگرفته را از ياد مي برد . اين مسئله به خاطر افزايش ترشح آدرنالين مي باشد اضطراب كم به علت ترشح كم
آدرنالين موجب تقويت يادگيري مي شود ولي اضطراب زياد يادگيري را مهار مي كند .
7-پاداش و تنبيه : از
عوامل مؤثر يادگيري است . پاداش باعث تشويق و ترغيب يادگيرنده مي شود و تنبيه به
هر عمل ورفتاري كه باعث دلسردي و ناخشنودي يادگيرنده مي شود اطلاق مي گردد . بطور
كلي انسان از تنبيه گريزان است و باتشويق جذب مي گردد اين دو اهرمهاي بسيار مهمي
براي مهار ، تعديل و تقويت رفتار انسان است .اگر ياد گيرنده در جريان يادگيري مورد
تشويق و ترغيب قرار گيرند يادگيري بهتر است و يادگيرنده تقويت مي شود و اگر
يادگيرنده مورد تنبيه قرار گيرد موجب دلسردي و خشنودي مي گردد . در واقع تنبيه
تقويت منفي را فراهم مي كند .
8 -روش سراسري يا يكپارچه: براي يادگيري
بايد كل مطالب را آموخت و ادراك كرد و يا آن مطلب را به چند قسمت كه موضوع هر قسمت حول محور مشخصي است
تقسيم كرد و در هر جنبه كل آن قسمت را ياد گرفت روانشناسان اين روش يادگيري را
سرتاسر يا يكپارچه مي گويند .
--------------------------------------------------------------------------------------------
9-نارسايي در
حواس : نارسايي در حواس مشكلاتي در يادگيري بوجود مي آورد كسي كه
دچار نارسايي در يكي از حواس خود است نمي تواند اطلاعات را از جهان خارج به خوبي
دريافت كند و يادبگيرد افرادي كه يكي از حسهاي آنها ضعيف است مي توانند با تقويت
حسهاي ديگر برآن ضعف غلبه كنند و يادگيري خودشان را تكميل كنند .
10وجود مشكلات عاطفي و رواني : افرادي كه مشكل
رواني دارند نمي توانندبه دقت به مسائل بپردازند و در نتيجه يادگيري آنها مختل مي
شود همچنين صرف انرژي رواني براي رفع مشكل مشكلات دروني مانع از آن مي شود كه
بتوانند به يادگيري كامل توفيق يابند .
بازديد بستري مناسب در تقويت يادگيري فعال
بسياري از دست
اند كاران تعليم و تربيت براين عقيده اند كه به دليل ماندگاري فعال در آموزش و
بهره گيري مطلوب از حواس پنج گانه لازم
است مديران ، مربيان و معلمان و ... از آن غفلت نكنند و زمينه هاي عملياتي شدن آن
را فراهم نمايند .
در اين راستا
مطلب قابل توجه و ارزشمندي از جمله طراحي و اجراي برنامه هاي بازديد از مراكز
گوناگون را به مدارس توصيه مي كنند به لحاظ اهميت و حساسيت موضوع در اين مورد مي
توان اهداف ذيل را در طراحي يك برنامه ي بازديدي مفيد و اثر بخش عنوان كرد .
- تقويت روحيه تعاون و همكاري در
سطوح گوناگون بين دانش آموزان
- ايجاد بستري مناسب براي شكوفا شدن
استعدادهاي بالقوه دانش آموزان و تجلي عيني ابداعات و ابتكارات آنها
- ايجاد تنوع در برنامه ي آموزشي
رسمي به خصوص تقويت يادگيري فعال
- آشنايي با حرف و مشاغل شغل و
انتخاب شغل با توجه به استعداد و علاقه
- تجزيه وتحليل موانع و مشكلات و
تلاش برا ي حل آنها
آشنايي با محيط
زندگي و ...
تئوري و راهبردها 1
- ايجاد فرصتهايي براي رشد و خود مختاري
معلم بايد
تمايلات طبيعي دانش آموزان به فراگيري و رشد و پذيرش مسئوليت در قبال آموخته
---------------------------------------------------------------------------------
1- نشريه تربيت ، شماره 10 ، سال دوازدهم
، ص 35
هايش را پرورش
دهد كه شامل سازماندهي رويكردهايي است كه در تدريس برگزيده مي شود . براي ايجاد
فرصت هايي جهت خود مختاري شما بايد باورهاي سنتي پيرامون كنترل معلم در مقابل
كنترل دانش آموزان را كنار گذاشته و اجازه ي كنترل برخي از چيزها را به آنان بدهيد
تا كنترل شخصي را تجربه نمايد و همچنين زمينه هايي را براي مشاركت آنان فرآيند
يادگيري فراهم كنيد .
- نقش معلم در تسهيل روند يادگيري خود
رهبري
مفاهيم سنتي
پيرامون اين كه دانش آموز دريافت كننده ي منفعل دانش است و يا معلم منبع دانش
مي باشد تغيير كرده معلمين بيشتر خود را
منبع كمك به دانش آموزان در كسب آگاهي ، راهنمايي براي كمك به آنان در فراگيري و
استفاده مناسب از ابزار و مديريت اطلاعات مي دانند توانايي خود معلم بايد در تسهيل
يادگيري خود رهبري بوسيله ي دانش آموزان به كار گرفته شود.
- معلم بعنوان طراح آموزشي
اگر خود رهبري از
طريق انتخاب هدف مشخصي صورت گرفته باشد شما مي توانيد عناوين درسي متناسب با هر
دانش آموز را در چارچوب كلاس تعيين كنيد .
استفاده ي سنتي
از كتاب درسي نمي تواند سطوح متنوع و مورد نياز موضوعات مورد نظر دانش آموزان را
پاسخ گويد هنگاميكه موضوعي به طور گروهي توسط شما و دانش آموزان تعريف شده بايد طرحي
براي مطالعه آن موضوع توسط دانش آموزان فراهم گردد و در نهايت اطلاعات به شما و
كلاس منتقل گردد .
- دانش آموز بعنوان يك صاحبنظر
در حالي كه دانش
آموزان مسئوليت بيشتري را در تعريف اهداف آموزشي فردي برعهده مي گيرند فعالانه تر
درگير فعاليتهاي يادگيري مي شوند و با انگيزه ي بيشتري تلاش مي كنند و
مي توانند همانند يك صاحب نظر در زمينه هاي
مورد مطالعه خود نظر دهند در واقع شما فرصت ايفاي نقش يادگيرنده و الگوي مشاركتي
را به شيوه ي مثبت فراهم كرده ايد حتي اين امكان وجود دارد كه دانش آموزان شما در
حيطه هايي كه انتخاب كرده اند مطالبي را بيشتر از شما ياد بگريند آنچه مسلم است كل
كلاس از مطالعه خود رهبري توسط هر دانش آمز بهره مند مي شوند دانش
--------------------------------------------------------------------------------------------
آموزان مهارتهايي را كسب مي كنند و مي توانند
دريافته هاي جديد دانش مشاركت جويند به هر حال آنها پي مي برند كه آن طرف ميز آن
طورها هم كه فكر مي كنند راحت نيست .
- فعاليتهايي جهت ارتقاي سطح رشد و خود
رهبري
خود رهبري و خودانگيزشي دانش آموزان
هنگامي محقق مي شود كه به آنها مسئوليت دريادگيري داده شود و كنترل شخص برآموزش
داشته باشد در واقع با دادن دو مسئوليت يادگيري به دانش آموزان از دو شكل رويكرد
معلم مدار در انتقال اطلاعات جلوگيري مي شود . اول آنكه از افت تحصيلي و افت
يادگيري در مواقعي كه مسئوليت ناچيزي به دانش آموزان براي كسب مهارتهاي لازم در
تحقق و پردازش اطلاعات سپرده مي شود جلوگيري مي گردد و دوم اينكه از اينكه از اين
پيام ضمن رويكرد معلم مدار كه معلم همه چيز را درباره ي يك موضوع مي داند جلوگيري
مي كند .
مسئوليتهاي
بيشتري را در فرآيند يادگيري به دانش آموزان بسپارند و فرصتهاي زيادي تري را براي
آنها فراهم نمايند آنها بايد از شيوه هاي دسترسي به منابع اطلاعاتي آگاه گردند
بسياري از اين منابع ممكن است در مدرسه نباشد از اين رو لازم است به منظور تسهيل
در فرآيند يادگيري دانش آموزان روشهايي را كه بواسطه ي آن قادر به شناخت و كسب
منابع اطلاعاتي خارج از مدرسه مي باشند بياموزند .
--------------------------------------------------------------------------------------------
منابع
- تكنولوژي آموزشي ، آذر 1381 ،
شماره 3
- تكنولوژي آموزشي ، مهر 1373 ، سال
دهم
- تكنولوژي آموزشي ، دي 1373 ، سال
دهم
- رشد آموزش و ابتدايي ، آبان 1381 ،
سال ششم
- كريمي، عبدالعظيم ،كودك و مدرسه
- مديريت مدرسه ، آذر 1381 ، سال اول
- نشريه پيوند ، آبان 1378 ، شماره
241
- نشريه پيوند ، اسفند 1377، شماره
233
- نشريه پيوند ، ارديبهشت 1380 ،
شماره 259
- نشريه پيوند ، ارديبهشت 1378 ،
شماره 235
- نشريه پيوند ،آبان 1379 ، شماره
253
- نشريه پيوند ، آذر 1372 ، شماره
137
- نشريه تربيت ، اسفند 1378 ، سال
پانزدهم
- نشريه تربيت ، مهر 1379 ، سال
شانزدهم
- نشريه تربيت ، اسفند 1379 ، سال
شانزدهم
- نشريه تربيت ، شماره 10 ، سال
دوازدهم
خلاصه مطالب
امام صادق (ع) مي فرمايد : علم به زيادي تعليم نيست بلكه علم نوري است كه
خداوند به قلب هركه بخواهد مي تاباند .
تعليم چيزي نيست كه ما به شكل
فعال به كودكي كه منفعل است بدهيم بلكه او در اصل فعال است و مربي بايد پاسدار
فعاليت او كه همان درك خلاق اوست باشد .
نقش فعال كودك و نوجوان را در يادگيري بطور جدي در نظر بگيرند براي رشد خلاقيتهاي
كودك لازم است سوال كنندگان خوبي باشيم تا پاسخ دهندگاني خوب. براي رشد خلاقيت
فرزند بايد از عجول بودن پرهيز كنيم. براي يك زندگي خلاق و يادگيري فعال بايد جزاي
خطاكردن را جايگزين خطا گريزي كنيم.
انسان در مراحل مختلف رشد مجبور به فراگيري
اموري است كه زندگي بدون آنها براي وي امكان پذير نيست . مهمترين وجه تمايز انسان
با ساير جانداران در زمينه ي يادگيري است جريان يادگيري امري است دائمي و نسبت به
افراد مختلف فرق مي كند.
در امر يادگيري نبايد نسبت
به تواناييهاي افراد بي توجه بود توانايي افراد در فراگيري و درك مطلب متفاوت است
.
عوامل بسياري در يادگيري موثر است .آمادگي يادگيرنده، تجربيات قبلي ، فعاليت
يادگيرنده و...
يادگيري همواره شامل پردازشهاي
آگاهانه و غير آگاهانه است . دانش آموزان براي فهم اين كه چه چيزي را موضوع يادگيري و چگونه (روش يادگيري) بياموزند
نياز به زمان دارند .
هدف از يادگيري اين است كه كودكان بهتر
بتوانند با خود و محيط خودسازگار شوند و قادر گردند كه وظايف و تكاليف خود را به
درستي انجام دهند نه اينكه از ديگري و ديگران براي برتري جويي خود پيشي بگيرند
مدرسه كانون تمرين زندگي سالم است .
مربيان يادگيري را تغيير در رفتار با نگرش تعريف كرده اند مربيان رفتارگرا
تغيير در رفتار مشاهده را يادگيري دانسته اند اما مربيان شناختي تغيير در بينش و
بصيرت (نگرش)را به معناي يادگيري مي دانند .
چهار ويژگي اصلي در يادگيري
:1- قابليت ذهني 2- انگيزه 3- دانش آموزان با استفاده ازاين روش قواعد مشكل گشايي و راه حل يابي مسائل را
مي آموزند .4- يادگيري با استفاده از اين روش آسانتر به خاطر سپرده مي شود تا به
روش توضيحي
عوامل مؤثر
در يادگيري ( فرآيندهاي يادگيري ):الف : آمادگي ب : تجربيات قبلي فرد ج : فعاليت
يادگيرنده د: انتقال يادگيريه : رغبت ، هدف ، محرك -و: روابط جزء و كل ز: فهم
شهيد مطهري د ر پرورش قوه ي ابتكار و نوآوري در انسان هرگونه روشهاي متكي
برحافظه گرايي و حافظه سنجي را نفي مي كند و در كتاب تعليم و تربيت اسلامي مي
نويسد :
هدف معلم بايد بالاتر از
اين باشد كه مغز فراگيران را بصورت انباري تلقي كند براي ريختن معلومات و اطلاعات
در آن.
از مهمترين مسائل در ارتقاي ياد گيري وايجاد
انگيزه ي دروني براي يادگيري مسئله ي پيوند مواد درسي با زندگي
فراگيران است.
در روانشناسي نظريه اي است به نام نظريه ي بلوم ( يكي از روانشناسان حوزه يادگيري
)بلوم يادگيري را به سه حيطه تقسيم مي كند .1- حيطه شناختي 2- حيطه ي عاطفي 3- حيطه ي رواني – حركتي يا
رفتاري
تجزيه و تحليل بيش از 50 مطالعه
نشان داه كه يادگيري هنگامي به اوج مي رسد كه معلمان و يادگيرندگان درباره عملكرد
يك ديگر به اظهار نظر بپردازند ورويكرد اظهار نظرها به سمت يادگيري و كشف خلايق
يادگيرندگان باشد .
يادگيري فعال يعني اينكه در آن عمل يادگيري با حداقل دخالت عامل خارجي صورت
گيرد يعني معلم ، كتابهاي درسي و هر وسيله ديگري فقط بعنوان عوامل تسهيل كننده ي
يادگيري به حساب آيند .
يادگيري اكتشافي آن نوع
يادگيري است كه در آن موضوع درسي به شكل نهايي به دانش آموزارائه نمي شود بلكه
بيشتر مستلزم سازماندهي مطالب از طريق خود دانش آموز است .